مصدر چیست ؟

  مصدر چیست ؟
مصدر در زبان فارسی اسم محسوب می شود زیرا می تواند از نظر نحوی همه ی نقش های اسم را بپذیرد و وابسته هایی چون صفت و مضاف الیه و سایر وابسته ها را بگیرد.
مصدر در عین حال وجوه مشترکی با فعل دارد، بدین معنی که می تواند مفعول داشته باشد و در صورتی که فعل آن گذرا باشد، متمم و قید با آن ها بیاید؛ مانند : « کسی را آزردن، آهسته آمدن، به خانه رسیدن ».
مصدر گونه هایی دارد که عبارتند از : مصدر کامل، مصدر جعلی، اسم مصدر و حاصل مصدر.
ساختمان مصدر:
بن ماضی+ ن   گفت + ن    گفتن
انواع مصدر در فارسی امروز:
مصادر فارسی امروز را از نظر ساخت می توان به 9 گروه زیر تقسیم کرد:
1)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی « است » + نشانه ی مصدر
 هستن
2)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی « ایست »+ نشانه ی مصدر
 نگریستن
3)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی « است ( همزه با کسره خوانده می شود ) »+ نشانه ی مصدر
 توانستن / دانستن
4)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی « ست » + نشانه ی مصدر
 آراستن/ گریستن/ شستن/ رستن/ جستن
5)    ریشه ی فعل+ عنصر آوایی « ت» + نشانه ی مصدر
 کاستن/ بستن/ رستن/ کاشتن/رفتن/ جستن
6)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی « آد» + نشانه ی مصدر
 افتادن/ ایستادن/ نهادن
7)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی « اد ( همزه با فتحه خوانده می شود ) » + نشانه ی مصدر
 آمدن
8)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی « اید » + نشانه ی مصدر
 باریدن/ پوشیدن
9)    ریشه ی فعل + عنصر آوایی  « د » + نشانه ی مصدر
 آسودن/ بخشودن/ کردن
 
مصدر جعلی
مصدری است که از اسم فارسی یا مصدر عربی به اضافه ی « یدن » ساخته می شود؛ مانند:
 طلب + یدن = طلبیدن
 جنگ + یدن = جنگیدن
 فهم + یدن = فهمیدن
 درنگ + یدن = درنگیدن
از این گونه مصدرها می توان بن ماضی و بن مضارع ساخت و در ساختن برخی از کلمات مشتق به کار گرفت. به عنوان مثال از بلعیدن می توان بلعنده ( صفت فاعلی ) و بلعیده ( صفت مفعولی ) و بلعیدنی ( صفت لیاقت ) ساخت.
مصدر مرخم
هرگاه نشانه ی مصدری « ن » از مصدر حذف شود ولی مفهوم آن در کلمه باقی بماند، مصدر مرخم نامیده می شود. مصدر مرخم معادل بن ماضی است و دارای ساخت های زیر می باشد:
1)    بن ماضی â†گ بی برگ از این بیش نتوان نشست.
2)    بن ماضی + و + بن ماضی    گرفت و آمد
3)    اسم یا پیشوند + بن ماضی    پیش + رفت    پیش رفت
4)    صفت + بود ( بن ماضی بودن )  به + بود    بهبود
5)    صفت + بن ماضی    خوش + آمد  خوش آمد

قمپز در کردن

قمپز در کردن
در زمان حکومت صفویان جنگ های پی در پی بین حکومت صفوی وامپراطوری عثمانی در جریان بود در طول این جنگ که هم شکست و هم پیروزی برای هر طرف داشت ، عثمانی موفق شدند یک توپی بسازند به اسم قمپز که صدای خیلی بلندی داشت اما قدرت تخریب خاصی نداشت و به اصطلاح عثمانی ها قمپز در میکردن.از همون جا این اصطلاح شروع شد و هنوز هم ادامه داره.

نمونه سوالات نهایی زبان فارسی چهارم  - 3

دانش اموزان عزیز سوالات را می توانید از آدرس زیر دریافت کنید

سایت مرکز سنجش آموزش و پرورشhttp://www.aee.medu.ir/  )

 

 

 

سوالات زبان فارسی چهارم متوسطه -2

 

سوالات زبان فارسی چهارم متوسطه

 درس اول   ني‌نامه
  1
ني‌نامه  چند بيت از دفتر اول مثنوي است؟ هجده بيت
 -2
بيت «هركسي كاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش» چه آرايه‌هايي دارد؟ تلميح، جناس
 -3
مصراع «همچو ني زهري و ترياقي كه ديد؟» كدام آرايه را دارد؟ متناقض نما
 4 - آتش» در مصراع «هركه اين آتش ندارد، نيست باد» چه آرايه‌اي را پديد آورده است؟ استعاره شور عشق
 -5
مولانا در مثنوي، انسان آگاه را به چه چيزي تشبيه كرده است؟ ني‌ و چنگ
 -6
-چه چيزي در ني آواز پديد مي‌آورد؟ كشش انسان آگاه به‌سوي پروردگار
 -7
دامن از خاك برچيدن» كنايه از چيست؟ دل بريدن از دنيا
 8  سينه خواهم شرحه شرحه از فراق» ؛ يعني ... : شنونده‌اي دردمند مي‌خواهم
9- در مصراع «جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم» بدحالان؛يعني...: آن‌ها كه سير و سلوكشان به‌سوي حق كند است.
10 -بيت«من به‌ هرجمعيّتي نالان‌شدم / جفت‌ بدحالان‌ و خوش‌حالان ‌شدم» بيانگر كدام ويژگي «ني» است؟ سازگار بودن
درس دوم  مناجات / نيايش

1-      لغت

«دنائت» ؛ يعني ... : پستي «                         «ملاهي» جمع ... است به معني ... : ملهي، آلات لهو

«تيه» ؛ يعني ... : بيابانان                              «مظالم» ؛ يعني ... : محل دادخواهي
«مناعت» ؛ يعني ... : بلندنظري                       «پاي‌بطلان برعنوان حق‌گذارم»؛ يعني... :حق‌وحقيقت‌را باطل‌كنم.
«ارحم‌الراحمين» ؛ يعني ... : مهربان‌ترين بخشايندگان

ادامه نوشته

ای فرزند آدم

اگر با من انس بگیری 

تو را از همگان بی نیاز می کنم

و اگر با غیر من مانوس شوی 

در هر کاری محتاج و گرفتار خواهی ماند